خرید بک لینک
امروز عصر مطلبی رو می نوشتم . رسیدم به کلمه ی مضخرف . مغزم اون لحظه دچار یک نقیصه شده بوده که نمی تونست املای درست رو به خاطر بیاره. مغزم کلمه رو به همون شکلی که در لحظه به یاد داشت به دستام مخابر

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

نارنگی ها را پوست می کنم. دست هایم را بو می کنم. و تو را به یاد می آورم. مادر کارد میوه خوری را با احتیاط از دستم می گیرد و گوشه ی بشقاب می گذارد. آری ! تو را به یاد می آورم ارغوان ! تو را ! لطف

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

سلام ارغوان کجایی ؟ این روزها خیلی نگران توام. از همه جای دنیا خبرهای بدی به گوش می رسد. دلم آرام و قرار ندارد. به چه و کجا فکر کنم که در آن خطر نباشد. گاهی به مرگ و میر در اثر کرونا فکر می کنم . گا

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

یک خمش رو گرفت و بالا کشید و زمین زد. در کسری از ثانیه . چند نفر بودند . موتور سوار و پیاده . بعد گفته شد گردنبندی از مالباخته برده اند. می گویند دختر مالباخته هم شاهد ماجرا بوده . فردی که مورد هج

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

آنچه دوربین آسانسور ضبط کرده بود: خانمی به تنهایی در گوشه ی آسانسور ایستاده است. در اولین توقف دو مرد جوان که ماسک بهداشتی بر صورت دارند وارد کابین آسانسور شده و پشت به زن جوان می ایستند. در بسته م

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

مثل همیشه یادم رفت. از چه چیزی باید می نوشتم ؟ هنوز بخاطر نیاورده ام . شاید می خواستم خبری از آراء آمریکا بگیرم. جو بایدن یا دونالد ترامپ ؟ هنوز خبری ندارم . اما بالاخره مشخص می شود. هیچ دوره ای

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

بعد از یکی دو سال روزنامه خریدم. همشهری برداشتم که پر پیمانه تر از بقیه بود . جانی پرسید : « برا چی می خوای ؟ » گفتم : « برا زیردستی و واکس زدن کفش ها به درد می خوره .» گفت : « خب ، کیهان بر م

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

هفته ها بود ارتباطم با لپ تابم قطع شده بود. بازش نمی کردم. روشنش نمی کردم. چیزی تایپ نمی کردم و خب واضح است اصلن با هم حرف نمی زدیم. همانطور ساکت و بی صدا توی یکی از طبقات میز تلویزیون جا خوش کرده

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

می خواهم شروع کنم به نوشتن اما ریش دو روزه ام می خارد. چندبار ناخن به چانه ام می کشم اما دوباره به خارش می افتد. اگر خانم باشید درک این احساس برایتان دشوار است اما آقایان هم انگار این روزها برای ف

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

شروع کردم به دویدن . توی خواب خیلی می دوم. توی بیداری هم عاشق دویدنم. اما هیچ وقت دونده نشدم. شب شده و گرسنه ام. دم دست ترین چیز تخم مرغ است . آب آپارتمان قطع شده است. همسایه ها در زیر پله ی طب

برچسب: نویسنده: حمید طاهری تاريخ: جمعه 8 اسفند 1399 ساعت: 1:16

صفحه بندی